حانیهحانیه، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 9 روز سن داره

عسل مامان

مهمونی

1392/7/15 9:56
نویسنده : مامان سمانه
245 بازدید
اشتراک گذاری

فردای روزی که اومدم خونمون، خونه عمو سعید همه دعوت بودیم. خونه عموم نمی دونی چقدر دوره.   طبقه بالاست!!   بالاخره من و عمو اسماعیل موفق شدیم همدیگر رو ببینیم 

به احسان و صبا کادو دادم.خیلی خوشحال شدند. بعد همه سر سفره نشستند و من رو گذاشتند نگاشون کنم.  اما منم شام می خواستم. مامانم شامش رو نخورد و من رو برد توی اتاق شیر بده. niniweblog.comاحسان و صبا هم با ما اومدند و شلوغ پلوغ می کردند.niniweblog.com من که نفهمیدم چی خوردم!!! خوردم و با همه سرو صدا ها و بغل به بغل شدن ها تا آخر مهمونی گرفتم لالا کردم خواب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (4)

خاله جون
15 مهر 92 12:09
لباس نو مبارک عجیجم چقدم رنگش به شما میاد
بابا داود
16 مهر 92 7:45
سلام ذوق احسان و صبا برام جالب بود. پیشنهاد خرید هدیه از طرف حاج خانم برای بچه ها هم خیلی بجا و هوشمندانه بود.
خاله زهرا
16 مهر 92 11:26
من بخورم تورو خوشتیپ جان
مامان امیرعباس و ارغوان (دوقلوها)
28 دی 92 12:52
چقدر تو این عکس نازو معصومی عزیزم
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به عسل مامان می باشد